تبلیغات
وبلاگ حلقه نخبه راسخون(طرح صالحین،درحلقه های صالحین پایگاه مقاومت بسیج شهید سید مصطفی خمینی(ره)-قم) - هی برادر سرتو بالا بگیر نهی از منکر نکنی دعات بالا نمیره ها ....
وبلاگ حلقه نخبه راسخون(طرح صالحین،درحلقه های صالحین پایگاه مقاومت بسیج شهید سید مصطفی خمینی(ره)-قم)
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
درباره وبلاگ


در این وبلاگ قصد داریم شمارا با فعالیت های حلقه های صالحین علی الخصوص حلقه نخبه راسخون که جزو برترین حلقه های صالحین کشور می باشد در طرح صالحین پایگاه مقاومت بسیج شهید سید مصطفی خمینی(ره)قم با قلم همسنگر صالحین آشنا کنیم همچنین درباره مسائل مختلف سیاسی،فرهنگی،اجتماعی نیز به بحث و تبادل نظر بپردازیم

مدیر وبلاگ : همسنگر صالحین
نظرسنجی
نظر شما در رابطه با حلقه راسخون چیست؟






برچسبها
راهپیمایی کار شیرینی است همیشه حس خوب با هم بودن را القا میکند.
اندکی که بیشتر فکر کنی میبینی حس خوب امنیت را هم میدهد امنیت از اینکه در کنار خیل عظیمی از  همفکرانت هستی شعار میدهی عشق و نفرتت را با صدای بلند فریاد میزنی با هر قدم که به برج ازادی نزدیک تر میشوی گویا یک قدم به سال 57 نزدیک تر شده ای.گویی در این روز بر فراز این برج خاطره انگیز روح ملکوتی شهدا در پرواز است .





راستی از حس امنیت گفتم چیزی که این روزها سخت پیدا میشود تمام شهر بوی ناامنی میدهد ناامنی تفرقه ,ناامنی جدایی,ناامنی با هم نبودن,نا امنی تضادها...

من که یادم نیست خاطره ها گفته اند از قلب پدران و مادرانمان, از یکی بودن روحشان, از هم در امیختن فکر های ملکوتیشان, از دست های به هم فشردشان, از مشت های گره کرده شان
خاطره ها میگویند ان زمان همه یک پا عالِم بودند منکری هم اگر بود در خفا بود و استغفرالله مگر میشد کسی بفهمد و ساکت بماند خاطره ها میگویند جان های پدرانمان برای اسلام ناقابل بود و مگر میشد استغفرالله جایی جان باشد و اسلام نباشد ؟
من که سن و سالم خیلی قد نمیدهد ,درست یادم نمی اید در کدام خیابان و کوچه بود که منکری بود و جانی بود و اسلامی نبود یادم نمی اید از کی با لالایی "به من چه"وجدانم را خواب کردم پدرانمان که اهل این حرف ها نبودند نکند ما....

چند وقتی است دنبال مقصر میگردم ولی گویی دورتادورم اینه چیده اند
بگذار اعتراف کنم
اری من مقصرم که اگر نبودم رقاصه ها در تلویزیون جمهوری اسلامی خاله بچه هایم نمیشدند
که اگر مقصر نبودم عموهای بچه هایم سبک و رپ و متال به ان ها نمی اموختند
که اگر نبودم اجازه نمیدادم تحت عنوان برنامه کودک بروند بین الحرمین و خوانندگی کنند ...

فلسفه ی بعثت رسول الله (ص) رافراموش کرده ام که مگر جز این بود که گفتند من برای مبارزه با غنا و موسیقی امده ام ؟
فلسفه ی نهضت حسین(ع) را فراموش کرده ام که مگر جز این بود که گفتند من برای امر به معروف و نهی از منکر قیام کرده ام ؟

زین الدین و خرازی و باکری و باقری هم .....
 
در جامعه اسلامی که رفتار غیر اخلاقی با امر به معروف و نهی از منکر باید احساس ناامنی کند رفتار اخلاقی ناامنت میکند




این ها حرف و است و شعار درد دین را آن جوانی دارد که در بالای شهر سوار تاکسی میشود و به صدای موسیقی راننده اعتراض میکند حتی به قیمت نگاه خشمگین مسافران ...چرا که او ازادی اجتماعیش را در معرض اسیب میبیند اوست که برای ازادی میجنگد ازادی معنوی ,ازادی اجتماعی ...

درد دین را من ندارم که اگر داشتم من و تو و ما با این سیل جمعیتمان نمیگذاشتیم ذره ای باطل دامان اسلام را لکه دار کند یا شاید هم خودمان شده ایم لکه ای...
میدانم که دعاهایم هم کاری از پیش نمیبرد که مگر جز این است که در جامعه ای که امر به معروف و نهی از منکر نشود  دعای خوبان بالا نمیرود چه رسد به من ...






باید کاری جز دعا و افسوس انجام داد یک قیام یک قیام برای بیداری قلب ها برای پیوند خرده های اینه

میدانم که اینه بزرگتر خورشید را بهتر نشان میدهد






نوع مطلب :
برچسب ها :
          
چهارشنبه 26 بهمن 1390





پیوندها
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

كد تقویم





Powered by WebGozar

گالری تصاویر
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
Check PageRank