تبلیغات
وبلاگ حلقه نخبه راسخون(طرح صالحین،درحلقه های صالحین پایگاه مقاومت بسیج شهید سید مصطفی خمینی(ره)-قم) - مترو
وبلاگ حلقه نخبه راسخون(طرح صالحین،درحلقه های صالحین پایگاه مقاومت بسیج شهید سید مصطفی خمینی(ره)-قم)
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
درباره وبلاگ


در این وبلاگ قصد داریم شمارا با فعالیت های حلقه های صالحین علی الخصوص حلقه نخبه راسخون که جزو برترین حلقه های صالحین کشور می باشد در طرح صالحین پایگاه مقاومت بسیج شهید سید مصطفی خمینی(ره)قم با قلم همسنگر صالحین آشنا کنیم همچنین درباره مسائل مختلف سیاسی،فرهنگی،اجتماعی نیز به بحث و تبادل نظر بپردازیم

مدیر وبلاگ : همسنگر صالحین
نظرسنجی
نظر شما در رابطه با حلقه راسخون چیست؟






برچسبها
 در مترو نشسته ام و ایستگاه ها را یکی یکی رد میکنم .مترو همیشه برای من نماد لحظه ی زیبا ی مرگ بوده است.وقتی در ایستگاه نشسته ای و قطار از روبرویت عبور میکند گویی قطار زندگی همرا با مسافرهایش رو به سوی تونلی میزود که نمیدانی کجاست.ادم ها را میبینی ,هرکس در فکری است بعضی نشسته اند و بعضی هم ایستاده و بعضی از نشسته ها بلند میشوند تا ایستاده ها بنشینند گاهی قطار انقدر پر است که کسی توان نفس کشیدن هم ندارد و گاهی هم از فرط خالی بودن کسی را ایستاده نمیبینی.وقتی که از بیرون به داخل قطارها نگاه میکنی دنیای جذاب را میبینی متفاوت ازا یستگاه و وقتی قطار شروع به حرکت میکند در لحظات اخر انقدر تند میشود که ادم هایی جز خطوط به هم ادغام شده چیز دیگری نیستند .




ولی جذاب تر از این وقتی است که خودت داخل قطار باشی گویی از ایستگاه دنیا رو به سوی تونل اخرت میروی و چه با اختیار اینکار را میکنی و چقدر منتظر قطار هستی اصلا امده ای به ایستگاه تا با قطار بروی و قطار می اید و تو اگاهانه سوار میشوی و اخرین راه ارتباط با ایستگاه همان روزنه ی در است که ان هم اگر نجنبی زود بسته میشود حال تو مانده ای و عده ای ادم دیگر که همگی به یک سو میروید و هر کدامتان در یک ایستگاه پیاده میشوید این بستگی به تو دارد که چه قطاری را سوار شوی و با کدام ادم ها باشی ؟با خوبان  میخواهی وارد این تونل تاریک شوی یا با شیاطین؟که دیدن چهره ی ان ها کافی است تا ترس تو از تونل چند برابر شود ... همیشه با خودم فکر میکنم قرار است با چه ادم هایی همسفر شوم و بعد پاسخ میدهم همان هایی که شبیه من هستند این من هستم که ادم های قطارم را بر میگزینم ... اگر ازپنجره های قطار به بیرون نگاه کنی میبینی هرکس در این ایستگاه دنیا مشغول کاریست زنی با کودکش نشسته و لبحند بر لب دارد مردی با تلفن همراه و قیافه ای عصبی حرف هایی میزند دختر و پسری نشسته اند و با هم حرف میزنند و زن دیگری جنس های فروشی اش را برای قطار بعد یا ایستگاه بعد یا چه میدانم برای جای دیگر اماده میکند هیچ یک تو را نمیبینند تو را و رفتنت را چون تو یکی از همان خطوط ادغام شده ای هر چقدر سرعت قطار بیشتر میشود ادم ها ناواضح تر میشوند تا جایی که همه چیز و همه جا تاریک میشود جز قطار همانی که سوارش هستی همانی که تو را به جایی میبرد که خودت انتخاب کردی




نوع مطلب :
برچسب ها :
          
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391





پیوندها
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

كد تقویم





Powered by WebGozar

گالری تصاویر
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
Check PageRank